اي پرنده مهاجر اي پر از شهوت رفتن
فاصله قد يه دنياست بين دنياي تو با من
تو رفيق شاپركها من تو فكر گلهمونم
تو پي عطر گل سرخ من حريص بوي نونم
دنياي تو بينهايت همه جاش مهموني نور
دنياي من يه كف دست روي سقف سرد يك گور
من دارم تو آدمكها ميميرم تو برام از پريها قصه ميگي
من توي پيله وحشت ميپوسم برام از خنده چرا قصه ميگي
كوچه پس كوچه خاكي در و ديوار شكسته
آدمهاي روستايي با پاهاي پينه بسته
پيش تو يه عكس تازه است واسه آلبوم قديمي
يا شنيدن يه قصه است از يه عاشق قديمي
براي من زندگي اينه پر وسوسه پر غم
يا مثل نفس كشيدن پر لذت دمادم
اي پرنده مهاجر اي همه شوق پريدن
خستگي يه كوله باره روي رخوت تن من
مثل يك پلنگ زخمي پر وحشت نگاهم
ميميرم اما هنوزم دنبال يه جون پناهم
نبايد مثل يه سايه زير پاها زنده باشيم
مثل چتر خورشيد بايد روي برج دنيا واشيم
+ نوشته شده توسط كريچ چوپان فر در دوشنبه 1387/01/26 و ساعت
0:38 |

