با برگزاري سيزده به در جشن هاي نوروز ايراني ها براي سال نو هم تمام مي شود. آنها اين روز را در دامن طبيعت و در كنار شكوفه درختان و سبزه هايي كه كم كم دارند سر از زمين در مي آورند مي گذرانند. درباره چرايي وجود مراسم سيزده بدر دو نظر وجود دارد. بسياري برگزاري اين مراسم در سيزدهمين روز سال نو را براي گذراندن نحصي سيزده مي دانند.
ايرانيان غم و غصه و خمودگي را در اين روز ناپسند مي دانستند و همگي با پناه بردن به طبيعت مي خواستند سيزده بدر را هر چه زودتر پايان رسانده و به زندگي عادي خود بازگردند. يكي از مهمترين كارهاي صبح روز سيزده، به آب سپردن سبزه عيد بود. اين سبزه كه بنا به اعتقاد عامه، تمام شر و بدي را از خانه گرفته بود را به آب روان مي انداختند و دو مرتبه از روي جوي آب ميپريدند و اعتقاد داشتند كه ناراحتي ها و مشكلات خانه با اين سبزه از آنها دور مي شود.
اين دسته مي گويند اگر قصد مسافرت داريد پـيش از سيزده سفر نكنيد. روز چهاردهم سفر كردن خير است. يا اينكه روز سيزده كار كردن نحس است. به علاوه نحس و ناخوشايند بودن عدد ۱۳ و دوري كردن از آن، در بسياري از كشورها، باوري كهن است. براي مثال مسيحيان هيچ گاه سيزده نفره بر سر يك سفره، غذا نميخورند.
بعضي نظر ديگري دارند و آن را روز خير و بركت مي دانستند. سيزده هر ماه "تير روز" نام دارد و سيزده فروردين متعلق به تير ايزد باران است. مردم به طبيعت مي روند و از خداي باران طلب سالي پر باران و بركت مي كنند. آنها سبزه خود را در آب روان مي اندازند و سبزي و سرزندگي خود را به او تقديم مي كنند.
پيك نيك اجباري
حالا ديگر خيلي از خانواده هاي تهراني و شهر نشين كه گرفتار كار هاي روزانه شده اند تنها سالي يك بار به طبيعت مي روند كه اگر آن هم نبود تا به حال طبيعت را فراموش كرده بودند. هر خانواده اي از روز قبل بساط غذا و چاي را آماده مي كند و صبح به راه مي افتد. خوردن آش رشته از رسم هايي است كه هنوز هم در سيزده بدر انجام مي شود. آش را روي پيك نيكي يا اجاق هاي دست ساز و چوب سوز همان جا مي پزند و در بعد از ظهر مي خورند. ايراني ها سبزي آش را نشانه خوشي و خرمي مي دانند و رشته را به اين نيت مي خورند كه رشته كار و موفقيت آنها در سال نو زياد شود.
جمعيت تهران آنقدر زياد شده كه مردم گاهي در كنار اتوبان ها و زير سايه تك درختي مي نشينند و سيزده را در مي كنند. پارك ها نصيب خانواده هاي سحر خيز تر مي شود. آنها حاضر نيستند در آخرين روز تعطيلات ترافيك خروجي هاي تهران را تحمل كنند و به كوه و كمر بروند.
خانواده ها توپ و يا وسيله هايي براي بازي مي آورند و سرگرم مي شوند. سيزده بدر تنها روزي است كه اكثر جوان ها با خانواده هايشان به تفريح مي روند. پرخوري از ديگر تفريحات سيزده بدر است. آجيل هايي كه براي عيد ديدني خريده شده بود و همينطور ميوه ها و شيريني ها و خلاصه هر چيزي كه در خانه مانده باشد در سيزده بدر خورده مي شود. پرخوري ها تا جايي ادامه دارد كه گاهي با دل درد همراه مي شود.
سبزه گره زدن
گره زدن سبزه ريشه در تاريخ دارد مي گويند در ايران باستان مي گويند كيومرث كه در ايران اولين بشر است يك دختر و پير دوقلو داشت كه مي خواستند با هم ازدواج كنند. چون هيچ مراسمي براي ازدواج وجود نداشت دو شاخه نازك درخت را به هم تابيدند. امروز هم بر اساس اين افسانه در پايان سيزده بدر قبل از غروب آفتاب، پس از نيت كردن سبزه گره مي زنند و معتقدند زماني كه آن گره باز شود مشكلي از زندگيشان حل خواهد شد.
در قديم رسم بود سيزده بدر دخترهاي دم بخت، براي پيدا كردن شوهر و باز شدن بختشان سبزه گره مي زدند و معتقد بودند كه تا سيزده بدر آينده حاجت آنها روا خواهد شد. به شرط اين كه اين ذكر را در حين انجام گره زني گفته باشند: «سيزه به در، سال ديگر، خانه شوهر، بچه به بر.»
البته گره زدن سبزه تنها به اين آرزو اختصاص ندارد. هر كس براي آرزوهاي خودش مي تواند اين كار را بكند. مي گويند در صورتي آرزوي گره زننده سبزه برآورده مي شود و شانس با كسي است كه ناخودآگاه يك ساقه نر را با ساقه ماده گره بزند. ار ساقه نازك سبزه پاره شود آرزو برآورده نمي شود. تمام دلهره گره زننده ها در اين است كه مبادا ساقه پاره شود.
دروغ سيزده يا اول آوريل
دروغ سيزده بهانه اي براي سرگرمي و خنديدن در اين روز است كه اتفاقا يكي از شباهت هاي فرهنگ ايراني با فرهنگ هاي ديگر است.
دروغ هاي روز اول آوريل مانند همين دروغ ها و شوخي هاي سيزده بدر است. روز اول آوريل، هر چهار سال يكبار مصادف با روز سيزده فروردين است و سه سال ديگر مصادف با ۱۲ فروردين.
اول آوريل در اساطير روم باستان مصادف است با روز رستاخيز آتيس الهه تبسم. شاد بودن و خنديدن در اين روز مرسوم است. آمريكايي ها در روز اول آوريل از روش هاي مختلف و گاهي عجيب و غريبي براي دست انداختن ديگران و شوخي كردن با آنان استفاده مي كنند.
بريتانيايي ها مي گويند كه بدشانسي نصيب كسي خواهد شد كه بخواهد در بعد از ظهر روز اول آوريل كسي را دست بيندازد، زيرا در آن ساعات ديگر مردم نسبت به اينگونه شوخي ها آمادگي پيدا كرده اند.
در هند، يك روز قبل از اول آوريل جشن هولي برگزار مي شود كه در آن مردم بر روي همديگر رنگ مي پاشند و شادي مي كنند. در روز اول آوريل، مردم پرتغال بر روي همديگر آرد مي پاشند.
مردم فرانسه، روز اول آوريل را روز ماهي مي نامند. كودكان و نوجوانان فرانسوي در اين روز، بر پشت ديگران كاغذي مي چسپانند كه بر روي آن تصوير نوعي ماهي كه زود به دام مي افتد كشيده شده است. منظور از اين كار، اين است كه فردي كه كاغذ به او چسپانده شده مثل همان ماهي، زود به دام مي افتد.
روز طبيعت فراموش شده
سيزده بدر روز طبيعت است اما اگر روز چهاردهم فروردين سري به پارك ها و يا فضاي سبز اطراف شهر ها بزنيد متوجه مي شويد كه سيزدهم فروردين هر روزي مي تواند باشد جز طبيعت. مردمي كه از صبح از خانه بيرون آمده اند آنقدر زباله و آشغال از خودشان در طبيعت به جا گذاشته اند و همه جا را كصيف كرده اند كه باور كردني نيست. در سال هاي اخير انجمن هاي حمايت از محيط زيست براي رفع اين مشكل اقداماتي كرده اند اما هنوز راه به جايي نبرده اند.
+ نوشته شده توسط كريچ چوپان فر در سه شنبه 1387/01/13 و ساعت
5:0 |

