|
+ نوشته شده توسط كريچ چوپان فر در دوشنبه 1386/07/30 و ساعت
2:14 |
+ نوشته شده توسط كريچ چوپان فر در دوشنبه 1386/07/30 و ساعت
2:10 |
ادامه مطلب + نوشته شده توسط كريچ چوپان فر در دوشنبه 1386/07/30 و ساعت
2:9 |
يكي از اين گوشي هاي نوكيا كه فعلا در مرحله ساخت و بررسي است و جزو اسناد محرمانه شركت محسوب مي شود گوشي جديد سري N موسوم به N99 است. اين پرونده محرمانه كه اخيرا گوشه اي از امكانات آن لو رفته است در صورت عرضه به طور حتم بيشترين سهم بازار تلفن هاي همراه را به خود اختصاص خواهد داد. امكانات باور نكردني اين گوشي از N99 يك اسطوره ساخته است شايد شما جزو معدود افرادي باشيد كه از اين پرونده محرمانه با خبر شويد . اين گوشي كه از لحاظ ظاهري شباهت بسيار زيادي به N800 دارد با ورود خود به بازار به طور حتم راه را بر ديگر رقباي خود خواهد بست . در اينجا به گوشه اي از امكانات اين گوشي اشاره خواهيم كرد. دوربين استفاده شده در اين گوشي از وضوح 8 مگا پيكسل برخوردار است. شايد باورتان نشده باشد ٬ اما دوربين اين گوشي 8 مگا پيكسل قدرت دارد . البته ذكر اين نكته ضروري است كه هنوز مشخص نيست كه از چه لنزي در اين دوربين استفاده ميشود اما در حدود 80 درصد اين امكان وجود دارد كه بار ديگر نوكيا از شركت آلماني Carl Zeiss به عنوان لنز مورد نظر خود استفاده كند. بعد از عرضه N91 به همراه 4 گيگا بايت حافظه داخلي كه با استقبال خوبي مواجه شد اين بار نوكيا در نظر دارد تا از يك مايكروهارد 16 گيگا بايتي استفاده كند. علاوه بر اين، اين گوشي داراي درگاه قرار دادن حافظه نيز است يعني شما ميتوانيد با احتساب اين 16 گيگا بايت و 8 گيگا بايت حافظه ، مجموعا 24 گيگا بايت حافظه داشته باشيد كه در زمينه ساخت موبايل يك شاهكار محسوب مي شود. صفحه نمايش اين گوشي ۳.۲ اينچ و با مشخصات 16:9 wide است كه براي اولين بار در اين ابعاد قابليت تفكيك پذيري 16 ميليون رنگ را داراست. بعد از عرضه iphone و پشتيباني اين گوشي از Divx نوكيا نيز پشتيباني از تمام فرمت هاي صوتي و تصويري را در اين گوشي قرار داده است. حمايت از Acc , Mp4 , Acc+ , Mp3 , MPEG , Divx , Xvid و انواع فرمت هاي پخش از خصوصيات چشم گير اين گوشي محسوب مي شود. قابليت فيلم برداري اين گوشي از لحاظ كيفيت در حد DVD و 3DFPS است كه اين خود عاملي است براي اينكه فيلم هاي گرفته شده با دوربين ، قوي و در نهايت كيفيت پخش شود. پشتيباني از 3G , WLAN , Wi-Fi از اين گوشي يك ابر قدرت ساخته است . يكي ديگر از مشخصه هاي N99 وجود JOG scroll جالبي است كه در 9 جهت مختلف حركت ميكند از اين رو شما را از انجام بازي با كيبورد خود گوشي راحت مي كند. با اين اوصاف آيا شما نيز آرزو داريد روزي N99 را در دستان خود لمس كنيد . اگر جواب شما مثبت است بايد صبر پيشه كنيد، تاريخ عرضه رسمي اين گوشي هنوز مشخص نيست .
Nokia Nseries N99 multimedia computer supposedly will have: 9
way front joystick button, 16GB FLASH internal memory, up to ۸ GB mini
SD slot, 16:9 3.2″ wide screen, GPS, MP3, DIVX XVID MPEG AVI video
reading, WLAN WIFI, qwerty pad, 8MP camera, 3CCD 720 pixel wide 30fps
video capture.
+ نوشته شده توسط كريچ چوپان فر در یکشنبه 1386/07/29 و ساعت
5:2 |
لينك دانلود تيتراز سري جديد چارخونه با صداي جواد رضويان .................................................................. دانلود موزيك
+ نوشته شده توسط كريچ چوپان فر در یکشنبه 1386/07/29 و ساعت
4:49 |
KAMRAN: اين چند روز فاز مثبت بهم تزريق شده! آدم كه يه عالمه انرژى مثبت توش تلنبار شده باشه هى فرت و فرت انرژى ميتركونه! واسه همين اين انرژى رو تو مجله حسابى تخليه كردم! اين هفته يه ركورد زديم, تعداد مطالب مجله, 11 تا مطلب! فهرست بالاى مجله رو ببينين! و بالاخره بعد از 1 ماه و نيم، مطلب “من تروريستم?” رو نوشتم! ![]() اما بريم سراغ دانلود آهنگاى اين هفته... آره درسته! آهنگها! 3 تا آهنگ از مهراد هيدن! يكيش به اسم “شباش” , يكى كه با آرش دارا خونده به اسم “همه ك... كشن” , و يكى هم به اسم “خفه شو” ! . + نوشته شده توسط كريچ چوپان فر در یکشنبه 1386/07/29 و ساعت
4:34 |
اين برنامه را از «اينجا» بشنويد. يك روز صبح زود كه ميرسي دانشگاه واسه اولينبار يك حادثهي قشنگي اتفاق ميافته. همينطور كه داشتي از پلهها بالا ميرفتي و از پاگرد ميپيچيدي، يهو چشمات ميافته تو چشماش. مثل فيلمها. واي چه جالب. ميبيني طرف انگار منتظرته داره جزوه ميخونه. تك و تنها تو راهرو. همينطور كه از بقيهي پلهها بالا ميآي، نگاهت با نگاهش بهم قفل ميشن و تو باز توي دلت يكجورايي ميشه. يكجوراي خوب. اولش بهخودت ميگي كه اينا همهش يك اتفاقه، يك اتفاق ساده. خب يارو داره درسش روميخونه، تو كلاس شلوغه لابد، منو ميخواد چيكار. اصلا اين قضيهها نيستاش احمقجون، باز داري رومانتيكبازي درميآري و هنوز آدم نشدي، نديدي كه قبلي هم همين كارها رو ميكرد و شايد هم بيشتر، آخرش رو ديدي؟ لعنت به من احمق. يكذره محكم باش پسر. همينطور كه لبخندت رو حفظ كردي و از كنارش رد ميشي، وارد كلاس ميشي. ميبيني كه كلاس خيلي خلوت و ساكته. چندتايي از بروبچهها هستن، ولي خب اينقدرها هم سروصدا ندارن. آخر همه نشستن و دارن زور ميزنن، براي اينكه قراره استاد امروز درس بپرسه. كيفتو ميذاري و با چندتا از پسرا سلام و احوالپرسي ميكني و ميري بيرون. به عمو ويليام هم يك سر بزنم بدك نيست. دلت واسه عمو خيلي تنگ شده. عمو ويليام اسم جديد دستشوييه. خب لااقل وقتي بلندبلند هم بگي از هزارنفر، يكنفر هم نميفهمه كه چي ميگي و ضايعبازي نميشه. چه بهانهي خوبي. ميري بيرون و به طرف يه نگاه ميكني، از همون نگاها، و ميري پايين. وقتي برميگردي تعداد بچهها بيشتر شده و يكيـ دونفر ديگه هم بيرون روي شوفاژ نشستهان و دارن درس ميخونن. ميشيني سرجات و تو هم شروع به خوندن ميكني. دختره مثل پروانه داره ميچرخه. هي از جلوي در كلاس رد ميشه و ميره اينور و باز برميگرده. چند دفعه هم نگاه ميكنه ببينه تو حواست هست، يا اينكه تو عالم هپورتي؟ و... نگاهها كه با هم تو يه راستا واقع ميشن، عجب روز خوبي! بعد از چندين وقت ديپرسيون انگار بهار زنده است و جاري. انگار هنوز بوتههاي باغ دونهدونه گل ميدن، انگار هنوز درختهاي دشت تور سپيد روي سرشون دارن. انگار بعد از رفتن اوني كه تو را كلي ناراحت كرد، هنوز كسايي هستن كه ميشه باهاشون موند. ماجرا ادامه پيدا ميكنه. پنجشنبه پشت پنجشنبه و بالاخره يكروز كه بايد به يك بهانهاي سرصحبت رو واكني. بعد از اينكه با عمو ويليام كلي دل دادين و قلوه گرفتين ميآيي بالا. اون اونجا نيست! اه، كجا رفت؟ و تو شروع ميكني به خوندن پوسترها و نوشتههاي روي تخته ي اعلانات كه روبهروي در كلاسه. عروسي خون، بررسي افكار نيچه... و اين كار رو اونقدرادامه ميدي تا بالاخره گوشي دست طرف ميآد و اون هم ميآد بيرون و به همين بهانه شروع به خوندن يك پوستر از تئاتر ميكنه: نمايش دايرهي گچي قفقازي. تو ميري جلو، نفسات رو ميدي توي سينه و با نفس عميقي كه قبلا كشيدي يك ذره آروم ميشي. قلبت گـُروگـُر داره ميزنه. نميتوني حرف بزني. وقتي ميخواي صحبت كني، نفس كم ميآري. بالاخره ميگي: هــــوم.... ببخشيد خانم، سلام. حالتون خوبه، صبحتون بخير. و دوستش كه سرميرسه سلام و احوالپرسي و بالاخره مكالمه تمام و... شروع خوبي بود. روز پنجشنبهي ديگه يك هفتهاي ميشه كه نديديش. با يكسري ماجراها، قراره كه نوشتهها امروز دستت برسن. توي اين هفته حسابي شاد و شنگول بودي. چه هفتهي جالبي بود! تو از ته دل همهاش داشتي به اون فكر ميكردي و كلمهها توي ذهنت باز فلامينگويي ميرقصيدن و... يك شعر، يك شعر ساده كه براش گفتي: وقتي تو ميآيي... عجب شعري! و ميخواي كه اين رو همين پنجشنبه براش بخووني، سر كلاس بخووني، واسه اون بخووني. آخر استاد كه كلي از كارهاتو خونده همه ش ميگه چرا شعراتو توي كلاس نميخوني و امروز روز خوبي واسه خوندن شعراته سر كلاس. البته اگه اون بياد و مثل هفتهي قبل غايب نشه. آخه هفتهي پيشاش هم ميخواستي شعر بخووني، ولي چون اون نيومده بود اين كار رو نكردي. ولي اين هفته كه ميشه، چون اون آمده... اون نازنين. استاد ميآد. امروز انگار خيلي خوشحاله. يك تيريپ جديد آمده. تا حالا اينجوري كلاس نيومده بود. خب، البته اينطوري خوشگلتره فكر كنم. و اون نوشتههات هم دستشه. بالاخره بعد از ماهها كه يادش رفت بياردشون، امروز آورده. عجب روزيه امروز! و تو صبر ميكني كه استاد مستقر بشه و تا ميآد كتاب حافظ رو از كيفش دربياره، دستتو بالا ميكني. قلبت داره از جا كنده ميشه. به اون مهربون كه جلوت نشسته فكر ميكني و شعر و خودت و بقيه بچهها. نفسات كه انگار ديگه درنميآد. چندتا پشتسرهم نفس عميق ميكشي. گلوت هم كه سرماخوردي گرفته،بازهم اهميت نميدي و آخرش با همون صداي لرزان به استاد ميگي: استاد، اگه اجازه بدين شعر اين هفته رو ما آغاز كنيم. ساعت
تقريباً طرفاي دو نصفشبه. رفتي توي آشپزخونه و نوشابهاي رو كه تقريبا
داره يخ ميزنه از توي يخچال برميداري. چه جالبه! نه يخ زده، نه يخ نزده.
يك حاليه، يكجور پلاسمامانند. وقتي تكههاي گاز يخزدهي نوشابه روي زبونت
آب ميشن و زبونت رو ميسوزونن خيلي حال ميكني. همه اش به فكر روز
گذشتهاي. نوشابهات رو ميخوري و به اون مهربون فكر ميكني. واي كه چقدر
خستهام. توي مينيبوس به دوستات ميگي: توي
حال و هواي خودتي. آخه يكشنبهي آخر ترمه و تو كه دلشوره داري با دوستت
ميري بالا و سرو وضعت رو درست ميكني، پيش عمو، و ميآي پايين. هنوز
خيليها نيومدن و يكچندتا سرويس كه سرميرسن، اون هم توشه. واااااي...
دلت قيليويلي ميره باز: امروز بهش ميگم. و باز هم نگاهتون كه توي هم
گره ميخوره: خدا جون مي شه كه امروز بالاخره تموم بشه؟ كلاسا دارن شروع
ميشن، اما تو نميتوني تمركز داشته باشي. كلاس زنگ يك ودو را ميپيچوني و
با دوستت ميري شيركاكائو ميخورين. توي همين حين دوستت ميگه: ساعت
تقريبا يكربع به دوازدهه. كلاس سه و چهار تموم شده و براي اولينبار كلاس
تو از كلاس اون زودتر تموم ميشه. از كلاس كه ميري بيرون، دوستت هم
اونجاس. آخرين حرفها رو ميزنين و چندتا توصيه بهت ميكنه و زنگ ميخوره
وكلاس اونام تعطيل ميشه. دوستت بهت ميگه ميره توي همين كلاس بغلي تا تو
كارتو تموم كني. ببخشيد خانوم ميتونم يك لحظه خصوصي باهاتون حرف بزنم؟ و يك لحظه مكث. از هر دوطرف. و
تو يك احساس بد و عجيبي داري. انگار كه باز يك حماقت ديگه اي مرتكب شدي.
تمام طول اين مدت، تمام اين روزها و شبها، اون نوشتهها و شعرها همه و همه
يك بازي احمقانه بوده. يك دوستداشتن يكطرفهي خندهدار، يك حركت
نسنجيده... آخ، بازم خراب كردم. لعنت به اين شانس ! ميگي: و هردو بدون حتا يك كلمهي اضافي ازهم جدا ميشين، حتا بدون يك خداحافظي خشك و خالي. ته راهرو دوستش منتظره و داره نگات ميكنه. انگار ميدونسته جواب چي هست، انگار از همون اول همه توي دلشون بهمن ميخنديدن. همونموقع كه بههم نگاه ميكرديم، همانموقع كه من احمقانه شعر ميخوندم، همهي اون موقعها.... راهتو
ميگيري و ميري طرف همون كلاسي كه دوستت منتظره. همهي تصويرا و صداهاي
اطراف محو و مبهمه. پژواك كلمهي «نه» همينطوري آونگوار توي ذهنت مي كوبه
و باز تصوير صورتش با اون حالتي كه گفت: «نه!». و براي آخرينبار كه بر مي
گرده و نگاهت مي كنه بي اونكه ديگه نگاها بهم چفت و قفل بشن.... و با
دوستش از پلهها پايين ميرن و ديگه ديده نميشن. + نوشته شده توسط كريچ چوپان فر در یکشنبه 1386/07/29 و ساعت
3:56 |
Kasparov Chess Mate نام یکی از جدیدترین بازی های شرکت نرم افزاری Jamdat است که اخیرا نسخه تجاری آن در معرض فروش همگان قرار گرفته است.
ادامه مطلب + نوشته شده توسط كريچ چوپان فر در پنجشنبه 1386/07/26 و ساعت
2:52 |
روزی که مرا عشق تو دیوانه کند دیوانگی کنم که دیو آن نکند حکم مژهً تو آن کند با دل من کز نوک قلم خواجه دیوان نکند When your love drives me crazy, that day I dare things, madly, that demons would not. Your eyelash alone does to my heart What the brush of the greatest artist cannot. بازآ باز آ هر آنچه هستی باز آ گر کافر و گبر و بت پرستی باز آ این درگه ما در گه نا امیدی نیست صد بار اگر توبه شکستی باز آ "Come! Come again! Whoever, whatever you may be, come! Heathen, idolatrous or fire worshipper come! Even if you deny your oaths a hundred times come! Our door is the door of hope come! Come like you are!"
+ نوشته شده توسط كريچ چوپان فر در پنجشنبه 1386/07/26 و ساعت
1:13 |
» ديدنيهاي قشنگ روز ( 32 ) » دانلود جديد ترين فيلمهاي روز دنيا با لينك مستقيم ( 112 ) » عکسهای عریان کاندیداهای مطرح ریاست جمهوری آمریکا روی جلد مجله رادار ( 86 ) » سوتي شهرداري يا اتوبوسراني ( 78 ) » تا به حال مهتاب کرامتی را اينطوري ديده بوديد ( 789 ) » دانلود فيلم سينمايي كامل در دو ثانيه ( 559 ) » جشن هاي 2500 ساله به روايت تصوير ( 293 ) » سرعت واقعه اي اينترنت خود را چك كنيد ( 456 ) » تصوير : ساحل ، دختر ، سگ ( 489 ) » تاريخچه اي از زبان سي شارپ - جادوي مايكروسافت ( 120 ) » فضای بیشتر برای کاربران جیمیل ( 109 ) » : بهترين عكسهای علمی سال 2007 ( 289 ) » گزارش تصويري از روز جهاني کودک با حضور مهتاب کرامتی ( 254 ) » كاريكاتور:: رابینسون کروزوئه بدشانس ( 195 + نوشته شده توسط كريچ چوپان فر در سه شنبه 1386/07/24 و ساعت
2:25 |
مهر 16 1386
خلاصه اين پسرک هشت ساله ي امريکايي و کلاس سوم
دبستاني پر حرف و پر انرژي ميگه که ميشه گفت که من دوست دارم در جزييات
فضولي و ماجراجويي کنم. کمپاني Actel Corp (سازنده چيپ هاي کامپيوتري)
هم ازين پسرک متعجب و راضيه و معتقده که تست شدن محصولاتش توسط يک کاربر
کوچولوي کامپيوتري کمک زيادي به اين شرکت در عيب يابي و بهبود محصولاتش
کرده. پدر کارسون که اسمش ري Ray و مشتري کمپاني Actel Corp و مهندس
طراح الکترونيکه ، رابط او با اين شرکت شد. اين شرکت ، از کارسون که با
محصولات ساير کمپانيها هم آشنا بود ، خواست تا در باره محصولات اين شرکت
هم نظر بده. کارسون حتي رقيبان اشن کمپاني را هم مقايسه مي کنه و نقاط ضعف
و مثبت ها را گوشزد مي کنه. + نوشته شده توسط كريچ چوپان فر در دوشنبه 1386/07/23 و ساعت
3:28 |
10 سیاهپوش آوازخواندر تابستان سال 2005 سونی اریکسون مدل معروف و دوست داشتنی W800 را ارائه نمود این مدل، در زمان خود امکاناتی را ارائه می داد که از هر لحاظ قابل برابری با یک MP3 پلیر تمام عیار بود از جمله اینکه دارای کارت حافظه 512 مگابایتی بهمراه یک دوربین 2 مگاپیکسلی عالی بود . بعد از گذشت تقریبا دو فصل از ارائه این گوشی، مدل جدیدتری از آن البته با تغییراتی نه چندان کم، وارد بازار شد. در ژانویه 2006 سونی اریکسون W810 متولد شد. برای خواندن مطالب جالبی در باره این گوشی، روی ادامه مطلب کلیک کنید...
با
اولین نگاه به این مدل متوجه ظاهر اسپورتی تر W810 نسبت به W800 می شویم.
تغییرات از رنگ مشکی آن آغاز شده و صفحه کلید متفاوت آن را نیز شامل می
شود. البته تغییرات، محدود به اینها هم نمی شود.
دکمه
های C و برگشت در زیر دو دایره مجزا واقع شده اند که در لبه های بیرونی
این دو دایره میانبر هائی جهت دسترسی مستقیم به پلیر دستگاه و منوی اصلی
موجود است (چیزی که در مدل های قبلی بطور همزمان وجود نداشت مثلا در W800
فقط دکمه پلیر و در K750 فقط دکمه منو وجود داشت).
دوربین 2 مگاپیکسلی W810 از بهترین نوع 2
مگاپیکسلی ها به شمار می آید و عکس های بسیار شفافی تهیه می کند. جهت فعال
کردن دوربین بطور مستقیم، میبایست دکمه شاتر را به مدت 3 تا 4 ثانیه
بفشاریم و سپس با افقی نگهداشتن گوشی و کمی فشار بروی شاتر فوکوس اتوماتیک
انجام شده و با فشاری دیگر عکس گرفته می شود. کارکرد 810 بعنوان تلفن نیز عالیست جائیکه صدای تماس ها
بسیار واضح بوده و کیفیت آن مثال زدنی ست و استفاده از هدست ها این کیفیت
را بهتر نیز میکند، علاوه بر این هدست ها نقش Hands Free را نیز ایفا
میکنند و کنترل های بروی سیم هدست برای رد یا دریافت تماس کاربرد دارند.
گوشی فرمت های Mp3 ، MID و AMR را جهت زنگ پشتیبانی میکند (اگرچه صدای پخش
شده از پلیر دستگاه بسیار از صدای زنگها واضحتر و بلند تر است). کارکرد اصلی این گوشی بعنوان MP3 پلیر است لذا درابتدای
روشن شدن آن از شما پرسیده می شود که قصد استفاده از کلیه امکانات گوشی
رادارید یا فقط از پلیر استفاده می کنید؟ که البته این امکان قابل خاموش
شدن نیز می باشد. یکی از بزرگترین تفاوت های W810 با W800 (که اتفاقا به هیچ درد ما هم نمی خورد ) این است که کمپانی سونی اریکسون بلاخره با تکنولوژی آشتی کرده و برای اولین بار سیستم محبوب EDGE را در این گوشی پیاده نموده است (EDGE یک سیستم ارتباطی پیشرفته مبتنی بر نسل سوم موبایل است که برای ارتباط دستگاههای سیار با اینترنت بکار می رود) EDGE بکاررفته در 810 از نوع کلاس 10 با حداکثر سرعت 236.8Kbps می باشد . W810 یکی از بهترین های بازار، هم ازلحاظ ویژگی های صوتی و هم از لحاظ ویژگی های تصویریست. ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------ SonyEricsson K850 تکامل یک نسل
نویسنده: آرش
شاید این طولانی ترین انتظار برای دیدار یک گوشی باشد چرا که اکنون بیش از چهار ماه از نمایش SE K850 میگذرد و همچنان عبارت Coming Soon در مقابل اسم آن خودنمائی می کند . با اینحال شاید توصیف محصولی که به احتمال قوی پس از حضور در بازار، به یکی از پر فروش ترین ها مبدل خواهد شد خالی از لطف نباشد. در این مقاله با بررسی کامل و جامع در رابطه با SE K850 به مقایسه مفصلی میان آن و Nokia N95 می پردازیم. با ما باشید.
همانطور که پیش از این در مورد K810 گفتیم ، سونی اریکسون با ارائه K800 و پس از آن دو محصول K550 و K810
پا در بازار رقابتی دوربین، در گوشی های موبایل گذاشت که برای خیلی ها
حتی با پشت سر نهادن مهمترین نکته در خرید گوشی (یعنی میزان آنتن دهی و
مکالمه) به اصلی ترین معیار برای انتخاب یک گوشی بدل شده است، تا اینکه در
ژوئن امسال بخش طراحی سونی اریکسون گوشی ای را به نمایش عموم گذاشت که
بیشتر می توان آن را یک دوربین با قابلیت برقراری تماس دانست تا یک گوشی
دوربین دار!
و اما یکی از مشکلات مشترک میان گوشی های K810 ،K800
و همین K850 ساختار شیشه ای بسیار زیبای روی آن است که متاسفانه
همانگونه که می دانید همانند یک آهنربا اثر انگشت را جذب می کند و به
کثیف تر شدن هرچه بیشتر آن کمک فراوانی میکند. جنس کلیدهای این صفحه کلید از پلاستیک کاملا نرم و خوش دست است و
فاصله کاملا مناسب میان دکمه های آن، امکان تایپ اشتباه توسط آن را به
حداقل می رساند. نور پس زمینه صفحه کلید اصلی گوشی هماهنگ با رنگ نوار
دورتادور آن و البته دکمه D-Pad است که سبز یا آبی بسیار خوش رنگ و پر
نوری ست که علاوه بر زیبائی فوق العاده، محیط کاملا پر نوری جهت استفاده
در شب فراهم می کند.
اما اوضاع در سمت راست گوشی کاملا فرق می کند چرا که در این قسمت
کلیدهای مشابه یک دوربین دیجیتال واقعی را می توان یافت که از لحاظ تعدد
و کارائی مشابه آن تنها در یک گوشی دیگر دیده می شود آنهم در گوشی جدید
LG با نام KU990 . در K850 می توان دو برنامه جاوا را با هم باز کرده در عین حال به
رادیو و پلیر گوشی نیز بطور همزمان گوش داد. یک خصوصیت جالب در این قسمت
این است که هنگامی که توسط بلوتوث در حال دریافت فایل در K850 هستید
می توانید صفحه ای که در حال پر شدن است (Dialog Window) را
Minimize کرده و توسط منوی Activity برنامه دلخواهی را باز کنید بدون
اینکه فایل در حال دریافت دچار مشکل شود البته در هنگام ارسال فایل توسط
K850 این امکان وجود ندارد و تا پایان مراحل ارسال باید منتظر بمانید.
یکی دیگر از موارد قابل ذکر در این قسمت خصوصیتی ست که در طی آن می
توان کلیه Contact ها را به گوشی سازگار سونی اریکسون دیگری منتقل کرد
که گذشته از امکان انجام این کار توسط بلوتوث این اطلاعات به فرم های
Text،Pictureو یا Email قابل انتقال هستند.
و اما بدون شک بزرگترین تفاوت K850 با سایر گوشی های این کمپانی در دوربین پنج مگاپیکسلی آن نهفته است .
به نظر یکی از جالبترین مواردی که در رابطه با بررسی K850 می توان به آن اشاره کرد مقایسه میان آن و Nokia N95 دیگر پنج مگاپیکسلی موجود است که از حضور آن در بازار مدت زیادی می گذرد.
شاید یکی از بهترین جاهایی که می توان این دو دوربین را مقایسه کرد در
حالت ماکرو باشد چرا که در این حالت هر دو دوربین دارای عددISO100 و
سرعت شاتر 100/1 می باشند در اینجا نیز مثل قبل رنگ های به تصویر
درآمده توسط N95
به واقعیت نزدیک ترند و سیستم نویز گیر موچود در آن نیز بخوبی عمل می
کند. ولیکن هنگامی به سوژه مورد نظر بسیار نزدیک می شویم بعلت فریم
اتوفوکوس کوچکتر موجود در K850 می توان تعیین کرد که کدام قسمت از
تصویر واضح تر به نمایش درآید در حالیکه بعلت بزرگتر بودن این فریم در N95 این امکان کمتر وجود دارد . در مورد سوژه های با فاصله نزدیک نیز که احتیاج به کنتراست بالاتری دارند N95 بسیار بهتر عمل می کند. + نوشته شده توسط كريچ چوپان فر در دوشنبه 1386/07/23 و ساعت
2:18 |
عامر
حسين خان معروف به عامرخان يا اميرخان متولد 14 مارس 1965 در مامباي هند
يك هنرپيشه و تهيه كننده محبوب و معروف است كه در صنعت سينماي اين كشور
بسيار فعال ميباشد.
سرشناس
آن معمولا در دو يا چند فيلم در يك زمان بازي ميكنند، عجيب است) دليل
اين كار او اين است كه ميخواهد حداكثر توانش را براي هر فيلم به كار
گيرد. بعضي از مخالفان او ميگويند اين جديت گاه سبب ميشود كه با
كارگردانها درگير شود زيرا برخي از آنها به اعتراضات اميرخان توجه
نميكنند و بدون اينكه او از بازي در يك صحنه راضي باشد، به سراغ صحنه
بعدي ميروند. ميگويند او يك كمالگراست. اغلب از او ايراد ميگيرند كه زيادي روراست است و گاه ميگويند از خودراضي است و خودش را از كارگردانها و همكارانش برتر ميداند ولي شايد تمام اين ايرادها و تهمتها به اين دليل باشد كه او اعتقاد دارد بايد تمام وجودش را وقف حرفهاش كند. او در زمان ضبط فيلم «رنگها» (1995) لباسهاي خدمتكارش را قرض گرفت، در فيلم «غلام» (1998) زيرنظر مربي پردل و جرات بدلكاري تعليم رانندگي مسابقه را ديد و براي بازي در فيلم «زمين» (1999) تمام حسن شهرتش را يكدفعه فراموش كرد. شايد وسواس اميرخان به كارش بهخاطر كار گذشته او در تئاتر و شايد به دليل تعاليم بيوقفه عمويش «نصير حسين» در فيلمهايي نظير «منزل» و «زبردست» باشد. در حقيقت اين «بازيگر متفكر» در بيشتر كارهاي پشت صحنه دخيل است و چهره دستنخورده و معصومانهاش با داستانهاي رمانتيك رومئو و ژوليت كاملا هماهنگي دارد و همدردي تماشاچي را برميانگيزد و اين تصوير ذهني به او اجازه نميدهد كه در بازي در نقشهاي منفي به اندازه كافي موفق باشد. اولين فيلمي كه در آن اميرخان از حالت يك جوان مجرد و گاه نوجوان بيرون آمد و تبديل به يك جوان عاقل و بالغ شد، در سال 1995 و فيلم «moT elekA muH elekA» بود. او كه در آن زمان خود صاحب اولين فرزند خود «جونير» شده بود، درباره آن فيلم ميگويد تجارب شخصي من و احساسم نسبت به پسرم كمك مؤثري به ايفاي آن نقش كرد.اميرخان هنرپيشه قهاري است و در اين راه از چهرهاش هم كمكهاي شاياني گرفته است. او محبوب دوستداران سينماي هند است وصرف حضور او در يك فيلم، تماشاچيان بسياري را به سينما ميكشاند. ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
+ نوشته شده توسط كريچ چوپان فر در دوشنبه 1386/07/23 و ساعت
2:9 |
+ نوشته شده توسط كريچ چوپان فر در دوشنبه 1386/07/23 و ساعت
2:7 |
|
|
||||||||||||||||||||||||||